بوی بارون شب شرجی دل آسمون گرفته یاد خوب با تو بودن یاد اون کسی که رفته یاد اون شبی که تنها چشم براه تو نشستم توی خلوت اتاقم دل به رویای تو بستم یاد اون بهار که بی تو واسه من غم خزون شد یاد قلب من که بی تو بی کس و بی همزبون شد کوچه خالیه و دیگه حرفی از بودن ما نیست رو تن خاکی جاده رد پایی آشنا نیست عزیزم به یاد من باش که تموم میشه جدایی به امید روز دیدار که تو از سفر بیایی