Lyrics of Ranjeh Digar Farzad Foroomand
خنجر این بد , به قلب من نزدی زخم
گر همه از خوب هیچ با دلتان بود
دست نوازش به خون من نشدی رنگ
ناخن تان گر نبود دشمنی آلود
ورنه چرا بوسه خون چکاندم از لب ؟
ورنه چرا خنده اشگ ریزدم از چشم ؟
ورنه چرا پاکچشمه آب دهد ,زهر ؟
ورنه چرا مهر بوته , غنچه دهد خشم ؟
من چه بگویم به مردمان , چو بپرسند ؟
قصهء این زخم دیرپای پر ازدرد ؟
لابد باید که هیچ گویم , ورنه
هرگز دیگر به عشق تن ندهد مرد