نهاد از خویش بر جا ، من ، من خویش که جان بردم به در از میهن خویش
نمی دانستم ای آیندگان ، من که جان هیچ است ، جان هیچ است جان هیچ است ، بی روح از تن خویش
ندارم تاب دل برکندن از تو که هم جان از تو دارم ، هم تن از تو تهی از خویشم ایران ، جان به غربت تهی از خویشم ایران ، جان به غربت تو بیرون رفتی از من یا من از تو
به خاطرت تو این قفس ، من زنده ام ، همین و بس به خاطر تو این نفس ، هنوز کمی تو سینه هست به خاطر تو این صدا ، هر لحظه لرزید با غمی همیشه من به یادتم ، بگو تو هم به یادمی بارونی روز و شبم ، واسه غم هام تو مرحمی همیشه من به یادتم ، بگو تو هم به یادمی ایران ، ایران ، ایران
فقط صدام کن ، واسه اشکات شونه می شم فقط صدام کن ، واسه تو دیوونه می شم فقط صدام کن ، تو رو تنها نمی ذارم اونی که می مونه ، می شم
طاقت بیار خورشید من ، به خاطر یکی شدن فاصله معنا نداره ، من و تو ، یک جونیم و تن طاقت بیار خورشید من ، ترانه مو زمزمه کن امشب به یاد تو فقط اشک می ریزه میکروفن
فقط صدام کن ، واسه اشکات شونه می شم فقط صدام کن ، واسه تو دیوونه می شم فقط صدام کن ، تو رو تنها نمی ذارم اونی که می مونه ، می شم فقط صدام کن ، فقط صدام کن ، فقط صدام کن فقط صدام کن ، فقط صدام کن ، فقط صدام کن فقط صدام کن ، فقط صدام کن ، فقط صدام کن فقط صدام کن