متن آهنگ گل یخ سعید شهروز
سعید شهروز:
آی گل یخ آی گل یخ زمستونم بارشو بست
طلسم زم حریر شب تنها با دست تو شکست
ناصر عبداللهی:
تو یاد دادی به این صدا که سر بده ترانه رو
تویی که زنده میکنی شعرهای عاشقونه رو
سعید:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه
ناصر:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه
سعید:
آی گل یخ با تو میشه دل به ترانه ها سپرد
با تو میشه ستاره بود همیشگی شد و نمرد
ناصر:
وقتی که تو کنارمی تازه منو من میبینم
آفتاب و مهتاب نمیخوام این شبو روشن میبینم
سعید:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه
ناصر:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه
ناصر:
آی گل یخ با دست تو درای بسته وا میشن
وقتی که تو پیش منی گمشده ها پیدا میشن
سعید:
قناری تو کنج قفس پرواز معنا میکنه
برای دیواری که هست پنجره رو وا میکنه
ناصر:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه
سعید:
از من و تو گذشت عزیز به شب بگو آفتابی شه
ستاره رو سرم بریز به شب بگو آفتابی شه