انگاری دلـم تنـگه بینـوره و بیرنگـه این قلب پر از دردم با غصـه هماهنگـه با اینکه دلت از من قـد آسمـون دوره باز منو میرنجـونی قلب تو چه مغروره امـا دل غمـگینـم رویـای تـو رو داره دنیای مـن بیتـو یک دشت پر از خاره هر لحظه عمـر من در حسرت دیـداره هر قطره اشک من بـاز بهـونـتـو داره