می خوام از پنجره های چشم تو با شب و سپیده صحبت بکنم فصل لبخند و ترانه بشینم شادیامو با تو قسمت بکنم من اگه درخت سایه گسترم زیر این سایه سبزم تو بشین من اگه یه باغ پر شکوفه ام بیا و شکوفه هامو تو بچین اگه بارون اگه برف اگه تگرگ دست بذار تو دست من باهم باشیم زندگی فرصت مهربونیاست واسه چی اسیر دست غم باشیم
چتر مهربونیا رو وا کنیم اگه روشنی اگه تاریکیه مثل شاخه دست تو دست هم بدیم ما که خاک و ریشه هامون یکیه من اگه درخت سایه گسترم زیر این سایه سبزم تو بشین من اگه یه باغ پر شکوفه ام بیا و شکوفه هامو تو بچین اگه بارون اگه برف اگه تگرگ دست بذار تو دست من باهم باشیم زندگی فرصت مهربونیاست واسه چی اسیر دست غم باشیم