Lyrics of Darya Human Javid
ای که بهار می رسد تنها پیام تو
خورشید سر نمی زند مگر به بام تو
روز و شبم تویی و من رفته ز یاد تو من
روز به یاد تو شب به نام تو
نور دیده ات چلچراغ من
ماه و ستاره ها شمع باغ من
بی تو به باد می رود خانه دلم
مگر که باد رساند دل به دست تو
بی تو سکوت از تو بس ترانه دلم
نوا نوای تو صدا صدای تو
هزار شب گذشت و آفتاب نشد پدید
بیا که می رسد آفتاب با سر به پای تو
عطر شکوفه هاست در کلام تو
در کلام من عطر نام تو
بوی زندگی بی تو به مرداب می رسد
ما در پی دریاییم دریا نگاه تو
شعر: آرش سبحانی
23/5/1384