همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگیام موندم از خونه جدا با همه خستگیام جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری گرد غربت روتنم که بازم باید بری بذار تا خستگی از این تن خسته بره زخم دل بستگی از شهر دل بسته بره
اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگیام موندم از خونه جدا با همه خستگیام جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری گرد غربت روتنم که بازم باید بری بذار تا خستگی از این تن خسته بره زخم دل بستگی از شهر دل بسته بره