Lyrics of Miras Jamshid
من از خودم جداشدم تا تو پناه من شوی
به این جنون تن بدهی چشم براه من شوی
با من سر از پا نشناس شعله بکش در تن من
حتی اگر جان بدهم صلاح نیست رفتن من
صلاح نیست رفتن من
لب تر کن یار می ز میخانه بنوش
بی جانم کن مست و دیوانه بنوش
بی تابم کن از شراب جام عشق
... بی تابم ...
لب تر کن یار می ز میخانه بنوش
بی جانم کن مست و دیوانه بنوش
بی تابم کن جرعه جرعه دم به دم
... بی تابم ...
تمام محدوده ی من درز میان چشم توست
من به تو مبتلا شدم ای آخرین مرز درست
تمام میراث مرا قهوه ی چشمان تو برد
قبل تو هر چه داشتم دست فراموشی سپرد
دست فراموشی سپرد
لب تر کن یار می ز میخانه بنوش
بی جانم کن مست و دیوانه بنوش
بی تابم کن از شراب جام عشق
... بی تابم ...
لب تر کن یار می ز میخانه بنوش
بی جانم کن مست و دیوانه بنوش
بی تابم کن جرعه جرعه دم به دم
... بی تابم ...
ارسال از علی