متن آهنگ آواز گل فریاد علیرضا افتخاری
گل فریاد در نایُم اسیره
اسیر پنجهی خشک کویره
از آن ترسم که ابر سرخ طوفان
به بارش آیه هنگامی که دیره
شب طوفانی و ساحل چه دوره
چراغ برج بندر سوت و کوره
چه خوبه بعد مرگ من بگویند
نهنگی مُرده و دریاش گوره
سخنها دارم از دست تو بر دل
ولیکن در حضورت بی زبانم
اگر تو سرو سیمین تن بر آنی
که از پیشت برانی مُو بر آنُم
که تا هستم خیالت میپرستُم
اگر رفتم سلامت میرسانم
------------------------------------------
برخی ابیات از سعدی است:
سخنها دارم از دست تو در دل- ولیکن در حضورت بی زبانم
[