دریا اینه وار میدرخشد در پیش رو چون رود ما قطره ها سوی دریا در جستجو این رود نتواند که بماند بی عبور رو کرد به گذشتن گرچه نزدیک گرچه دور ..چندی اگر درباغم نهاد چون دانه ای در باغ حهانتاب و تب رویش در دلم تا برکشم سر بر اسمان دل را پر میدهم تن را وا میدهم میپویم تا شهر جان از هر بندی رها منزلگاهم کجاست ان سوی هفت اسمان