عشق... مثله بارون بهار همیشه بی خبر میاد خبر نداری از کجا از کدوم سفر میاد
گاهی به شکل یک گله گاهی به شکل یک غزل گاهی به شکل تحفهء این دل در به در میاد
گاهی به شکل تحفهء این دل در به در میاد گاهی به شکل تحفهء این دل در به در میاد
اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟ قلب تو اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟ قلب تو
اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟ قلب تو اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟ قلب تو
اسمت چیه؟! چیه؟! چیه؟! ...
بگو که این عشق موندگاره مواظبه دل کندن نداره
غریبه ی عزیزتر از آشنا فردا رو بسپریم به دست فردا
بگو که این عشق موندگاره
چیه؟! چیه؟! چیه؟! چیه؟! چیه؟! چیه؟! ...
عشق اومده با یک سبد گل تر از دیدن خواب خدا قشنگ تر تو بعد از این صدای قلب منی من با تو ام تا انتهای سفر عشق اومده
اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟ قلب تو (قلبی که بی خبر میاد) اسمت چیه؟ عشق نو خونت کجاس؟(قلبی که بی خبر میاد) قلب تو (قلبی که بی خبر میاد) اسمت چیه؟ (قلبی که بی خبر میاد) عشق نو (قلبی که بی خبر میاد) خونت کجاس؟ (قلبی که بی خبر میاد) قلب تو (قلبی که بی خبر میاد) اسمت چیه؟ (قلبی که بی خبر میاد) عشق نو (قلبی که بی خبر میاد) خونت کجاس؟ (قلبی که بی خبر میاد) قلب تو (قلبی که بی خبر میاد)