به راهِ وی تا سحر ماندم ژاله افشاندم ، او نیامد به امیدش ، با نوای نی نغغمه ها خواندم او نیامد امیدِ دلِ من کجایی ؟ سحر شد چرا پس نیایی ؟ چرا نیایی ؟ که بی تو نالانم آتش عشقت زد شرر به جانم آتش عشقت زد شرر به جانم
شب تارم ، مهِ رخشان تویی تو به گلزارم ، گل خندان تویی تو ز قلبِ بی تابم چه خواهی ؟ به چشمِ بی خوابم نگاهی به راه وی تا سحر ماندم ژاله افشاندم ، او نیامد به امیدش ، با نوای نی نغغمه ها خواندم او نیامد امیدِ دلِ من کجایی ؟ سحر شد چرا پس نیایی چرا نیایی ؟ که بی تو نالانم آتش عشقت زد شرر به جانم آتش عشقت زد شرر به جانم