انسان همیشه مغرور سر کش چو موج دریا جانش پر از ستاره اما همیشه تنها این عالم غریبیست انسان بدون انسان پر هایو هو ولی کن تنها تر از بیا بان دنبال همصدایست همواره جستجوگر این کوه پر ز هیبت از غم تکیده دیگر نالیده در شبو روز با قصه ی جدایی میسوزد از غم عشق با یاد اشنایی جانو دلش اگر چه رنجی خموش دارد اما ردایی از عشق انسان بدوش دارد دنبال همصدایست همواره جستجوگر این کوه پر ز هیبت از غم تکیده دیگر انسان همیشه مغرور سر کش چو موج دریا جانش پر از ستاره اما همیشه تنها این عالم غریبیست انسان بدون انسان پر هایو هو ولی کن تنها تر از بیا بان دنبال همصدایست همواره جستجوگر این کوه پر ز هیبت از غم تکیده دیگر نالیده در شبو روز با قصه ی جدایی میسوزد از غم عشق با یاد اشنایی جانو دلش اگر چه رنجی خموش دارد اما ردایی از عشق انسان بدوش دارد دنبال همصدایست همواره جستجوگر این کوه پر ز هیبت از غم تکیده دیگر