متن آهنگ سرود هستی مجید رکنی
بی تو مانده ام در کرانه اشک و آه جانسوز
سوز سینه ام شعله می کشد از دل شب و روز
چه گویم برای تو از این دل رمیده
که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
چه گویم برای تو از این دل رمیده
که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی
تو ای آه سینه سوز دمی رهایم کن
تو ای عشق جان فراز بیا و صدایم کن
بیا با شکسته دل تو مهربانی کن
بیا با روای جان تو هم زبانی کن
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی
بی تو مانده ام در کرانه اشک و آه جانسوز
سوز سینه ام شعله می کشد از دل شب و روز
چه گویم برای تو از این دل رمیده
که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
چه گویم برای تو از این دل رمیده
که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی
بیا ای سپیده ام که شب غم انگیز است
که خندد به جان و دل بهار گلریزت
بیا ای طنین جان نوای سازم باش
در سردی خزان تو نو بهارم باش
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی
ای جوانه باغ زندگی ای سرود هستی
ای ترانه جاودانگی عاشقی و مستی