آن که ميگويد دوستات ميدارم خنياگر غمگينيست که آوازش را از دست داده است.
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکليي شاد در چشمان توست هزار قناريي خاموش در گلوي من.
عشق را اي کاش زبان سخن بود
آن که ميگويد دوستات ميدارم دل اندُهگين ِشبيست که مهتاباش را ميجويد.
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستارهي گريان در تمناي من.
عشق را اي کاش زبان سخن بود.
بيتوتهي کوتاهيست جهان در فاصلهي گناه و دوزخ خورشيد همچون دشنامي برميآيد و روز شرمساري جبرانناپذيريست.
آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي بگوي
درخت، جهل معصيتبار نياکان است و نسيم وسوسهئيست نابهکار. مهتاب پائيزي کفريست که جهان را ميآلايد.
چيزي بگوي پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي بگوي
هر دريچهي ِ نغز بر چشمانداز عقوبتي ميگشايد.
عشق رطوبت چندشانگيز پلشتيست و آسمان سرپناهي تا به خاک بنشيني و بر سرنوشت خويش گريه ساز کني.
آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي بگوي، هر چه باشد
چشمهها [ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]از تابوت ميجوشند و سوگواران ژوليده آبْروي جهاناند. عصمت به آينه مفروش که فاجران نيازمندتراناند.
خامُش منشين خدا را پيش از آن که در اشک غرقه شوم از عشق چيزي بگوي