عکس قشنگ عاطفه تو قاب این زمونه نیست خط نگاه آدما ساده و عاشقونه نیست لالا یی شکل ماتمه توی کتاب قصمون شب داره پرسه می زنه دوباره توی کو چمون حیف دوباره عروسکا تنها ودر مونده شدن توی اتاق بچه ها مهمون نا خونده شدن ای آدما جدایی رو تو شهر قصه راه ندین مسیر مهربونی رو نشون بچه ها بدین غصه نخور عروسکم دیوا یه روزی می میرن دوباره دست بچه ها تو رو به بازی می گیرن مسافرای گمشده جاده رو پیدا می کنند کلید شادی میارن غصه ها رو وا می کنند رخوت شهر رو می شکنند ترانه بارون میکنند خونه دیو قصه رو خراب و ویرو ن می کنند