متن آهنگ نغمه شهرام ناظری
صنما با غم عشق تو، چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو
تا به کی در غم تو، نالهی شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنود
مگرش هم ز سَر زلف تو زنجیر کنم
با سر زلف تو، مجموع پریشانی خویش
کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم
آن چه در مدت هِجر تو کشیدم هیهات، هیهات
در یکی نامه محال است، که تحریر کنم
آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر، در نظر، نقش رُخ خوب تو تصویر کنم
آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر، نقش رُخ خوب تو تصویر کنم