متن آهنگ نغمه گر عشق علیرضا افتخاری
ای از تو چراغ دیده روشن
ای در تو صفای باغ و گلشن
تو جلوه مهر عالم افروز
آن شمع خموش درگهت من
ای چشم و چراغ آشنايی
ای مظهر قدرت خدایی
چون ماه نهفته در پس ابر
رخساره به ما نمی نمایی
تو صبح بهار شادی انگيز
من همچو غروب سرد پاييز
من جام تهی ز شور مستی
تو ساغری از نشاط لبريز
ای نغمه گر عشق بردی تو ز هوشم
آواز تو گرديد آويزه گوشم
آورده می نوشت در جوش و خروشم
خمخانه هستی را بنهاده به دوشم
هر جا که گلی به خنده بشکفت
با من سخن از رخ تو می گفت
چون چشم ستاره تا سحرگاه
با ياد تو چشم من نمی خفت