ترسیدم از حرفایی که پشت سرت هست
ترسیدم راهی به جز خواهش ندارم
میترسم این مردم تو رو از من بگیرن
این روزا من یه لحظه آرامش ندارم
سخته که شیشه باشی و تو دست عشقت
یه تیکهی بُرندهی الماس باشه
خیلی عذابم دادی و بازم عزیزی
میشه مگه آدم تا این حد خاص باشه
تو بدترین روزای عمرت با تو بودم
پشتم شکست و پشتتو خالی نکردم
دنیا میخواد خالی کنه دور و برم رو
تو دورمو خالی نکن، دورت بگردم
آهای رفیق آی باوفا من حالا تنهام
لشکر تنهایی به شهرم حمله کرده
از رو به رو از پشت سر، دریای زخمم
دشمن داره دنبال قلب من میگرده
منت نمیذارم، میخوام یادت بیارم
یادت بیارم که تو رو یادم نمیره
منت نمیذارم فقط دردامو میگم
میگم توام شاید یکم دردت بگیره
تو بدترین روزای عمرت با تو بودم
درداتو حتی با خودت قسمت نکردم
لحظه به لحظه، پا به پات جونمو دادم
من عاشقت بودم، بهت عادت نکردم
من عاشقت بودم، بهت عادت نکردم
عادت نکردم، عادت نکردم