تو دنیای بزرگ ما ، هر کی یه سازی می زنه فرهاد یه کوه رو می کنه ، شیرین دلش رو می شکنه مجنون تموم عمرشو ، اسیر لیلی می مونه لیلی همش از رفتن و جدایی آواز می خونه
زمونه مون ، زمونه ی مجنون های قلابیه به چشم لیلی های شهر ، لنزهای سبز و آبیه فرهاد کوه کن دیگه نیست ، شیرین به تلخی می زنه عاشقی از مد افتاده ، عهدها یه روزه می شکنه (عهدها یه روزه می شکنه)
یکی لیلی یکی مجنون ، یکی خوشحال یکی داغون یکی فرهاد یکی شیرین ، یکی شاد یکی غمگین یکی لیلی یکی مجنون ، یکی خوشحال یکی داغون یکی فرهاد یکی شیرین ، یکی شاد یکی غمگین
هر کی یه سازی می زنه ، کی می دونه چاره چیه قلب ها همه سنگی شدن ، کی می دونه کی به کیه وقتی یکی واسه دلش ، تو بارون آواز بخونه همه بهش می خندن و می گن دیوونه است دیوونه
هر کی واسه یه دلخوشی از صبح تا شب جون می کنه یه کسی عاشق می شه و یکی دلا رو می شکنه یکی می گه که عاشقی فقط یه قصه است تو کتاب اون یکی چشم می بنده و عشقشو می بینه تو خواب (می بینه تو خواب)
یکی لیلی یکی مجنون ، یکی خوشحال یکی داغون یکی فرهاد یکی شیرین ، یکی شاد یکی غمگین یکی لیلی یکی مجنون ، یکی خوشحال یکی داغون یکی فرهاد یکی شیرین ، یکی شاد یکی غمگین